محمد يوسف حريرى
329
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
با شكوه . با كبريا . صاحب عظمت . تكبركننده بر ستمكاران و طاغيان . از اسماى ذات و از اسماى حسنى الهى است . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 149 - قاموس قرآن ، ذيل كبر ) متلقيان ( م ت ل قّ ) إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ( ق - 17 ) دو فرشتهاى هستند كه مأمور ثبت اعمال انسانها مىباشند . و در روايات اسلامى آمده كه فرشتهء سمت راست نويسندهء حسنات و فرشتهء سمت چپ نويسندهء سيئات است . و غالب مفسران معتقدند كه رقيب و عتيد همان دو فرشتهاى هستند كه به عنوان متلقيان از آنها ياد شده است . فرشتهء سمت راست نامش رقيب و فرشتهء سمت چپ نامش عتيد است . و در اينكه اين دو فرشته چه مىنويسند ، جمعى معتقدند تنها الفاظ خير و شر و واجب و مستحب يا حرام و مكروه را مىنويسند ، و جمعى معتقدند همه را مىنويسند حتى نالهاى را كه دردمند در موقع درد سر مىدهد . و از روايتى استفاده مىشود كه خداوند براى اكرام و احترام مؤمن بعضى از سخنان او را كه جنبهء سرى دارد از آنها مكتوم مىدارد ولى خود حافظ تمام اين اسرار است ( تفسير نمونه ) متين ( م ) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ ( ذاريات - 58 ) استوار . متقن . محكم . توانا . از اسامى خداى تعالى است ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 149 ) مثابه ( م ب ) وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ ( بقره - 125 ) خانهء كعبه است كه خداوند آن را مرجع مردم قرار داده است از آن جهت كه محل اجتماع يا پناهگاه يا محل استحقاق ثواب است يا مردم هر ساله به سوى آن روى مىآورند و يا نوعا مسلمانانى كه از خانهء كعبه باز مىگردند قصد دارند دوباره به سوى آن برگردند ( مجمع البيان ) مثال قرآن - مثلهاى قرآن مثلهاى قرآن وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( زمر - 27 ) يكى از ويژگىهاى قرآن مثال زدن يا به عبارت ديگر فنّ تمثيل در قرآن مىباشد و منظور از مثل تشبيه كردن پوشيده به آشكار و غايب به شاهد است . و مثال آوردن در دل چنان تأثيرى دارد كه وصف شىء به تنهايى آن تأثير را ندارد و از همين روى خداى تعالى در قرآن مثالهاى بسيار آورده است و از آنها امور بسيارى استفاده مىگردد ، چون : تذكر و موعظه و برانگيختن و بازداشتن و عبرت گرفتن و تقرير و نزديك نمودن مقصود به عقل و تصوير كردن آن به شكل محسوس ، زيرا كه امثال معانى را به صورت اشخاص تصوير مىنمايند چون در ذهن پايدارتر مىماند به خاطر اينكه ذهن با آن مثالها از حواس كمك مىگيرند . در مواردى امثال قرآن مشتمل بر بيان تفاوت پاداش است و بر مدح و ذم و بر ثواب و عقاب و بر بزرگ نمودن امرى يا كوچك شمردن آن و بر تحقق يافتن چيزى يا باطل كردن آن مشتمل مىباشد . و امثال قرآن دو گونه است : ظاهرى كه در آن به واژهء مثل تصريح شده « 1 » و مخفى كه واژهء مثل در آن ذكر نشده است .
--> ( 1 ) . اگر بنا شود در شمارش مثلهاى قرآن فقط آياتى را وارد -